آرشیو شهریور ماه 1399

نیازمندی های ایران| تولیدی و عمده فروشی کفش و کتونی زنانه و مردانه در تهران و اسلامشهر

کفش یا کتانی برای مدرسه

۵۶ بازديد

طراحی کفش بسیار مهم است. خانواده‌ها در انتخاب کفش باید در ابتدا به حالت آناتومیک آن دقت و در مرحله طراحی آن را مد نظر داشته باشند.

 

بهتر است کفش کودک زیر 3 سال، زیره یا لژ اضافی نداشته باشد و بدون طراحی پاشنه باشد و با  بالا رفتن سن، پاشنه کفش تا 2.5 سانت قابل قبول است.

این جراح زانو بیان کرد: پاشنه بلند کفش با وارد کردن فشار به استخوان‌های جلوی پا و نبود توزیع وزن مناسب، مشکلاتی متعدد برای کودک فراهم می‌کند. از این رو پزشکان می‌گویند نبایدکفش کودکان پاشنه داشته باشد.

 

نژادی ادامه داد: در خرید کفش، نیاز نیست حتما از کفش های گران قیمت و برند استفاده شود، تنها به نوع قالب و استاندارد بودن آن توجه کنید. فلسفه طراحی کفش تنها حفاظت از پاست، پس باید کفشی استفاده شود که پا را به خوبی بپوشاند. کفش‌های بندی و یا جلوباز نخرید و بهتر است جنس کفش حالت پارچه‌ای داشته باشد تا پا در آن راحت بماند. همچنین طراحی جلو کفش بهتر است حالت نیم دایره داشته باشد تا فاصله بین انگشتان حفظ شود. 

وی افزود: در ورزش‌های مختلف نیاز به کفش های متفاوت است؛ برای زیر 10 ساله ها اصلا کفش‌ میخی نباید استفاده شود و از 10 سال به بالا باید کفش متناسب با رشته ورزشی انتخاب شود. برخی کودکان مشکلات لیگامانی و نرمی مفاصل دارند و بهتر است برای آن‌ها کفشی تهیه شود که ساق پا را می پوشاند. قسمت پشتی کفش باید سفتی لازم را داشته باشد و روی کفش نیم سانتی متر با روی پا فاصله داشته باشد و آن را کاملا نپوشاند. زیرکفش هم نباید به حدی نرم باشد که به راحتی خم شود در این صورت از پا محافظت نمی‌کند.

این جراح زانو یادآوری کرد: در صورتی که کفش چرم طبیعی طراحی آناتومیک داشته باشد، مناسب ترین کفش برای مدارس است، چرا که دارای تهویه مناسب است. کفش پاشنه بلند برای کودکان مضر است و اصلا نباید در هیچ سنی در مدرسه از آن ها استفاده شود. می‌توان برای بچه ها در مدارس دمپایی تهیه کرد تا در طول روز که در آن جا هستند از آن استفاده کنند. تحقیقات نشان داده است که کودکانی که  بدون کفش هستند از آموزش بهتری بهره مند هستند.


منبع

امیدبخشی به سالکان راه خدا

۴۹ بازديد

خدا در آیات بسیاری به سالکان الی الله امیدواری می دهد تا در مسیر کمالی خویش استقامت ورزند و به مقصد و مقصود برسند. از جمله این آیات امیدبخش می توان به این آیه اشاره کرد: وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنینَ؛ و کسانی که در ما مجاهدت کردند هر آینه ما به تحقیق راه های خودمان را به او نشان می دهیم و به راستی که خدا همراه نیکوکاران است.(عنکبوت، آیه 69)

شکی نیست که انسان در راه رسیدن به مقصودی در مقصد نیازمند شناخت راه از سویی و هم چنین یاری و همراهی در مسیر از سویی دیگر است؛ زیرا ممکن است که انسان مسیر دست یابی به مقصود را نشناسد و بیراهه رود؛ یا آن که در مسیر باشد ولی به سبب علل درونی و بیرونی از ادامه حرکت بماند و این گونه به مقصد نرسد.

خدا در این آیه می فرماید که اولا خدا نه تنها راه رسیدن به هدف و مقصود در مقصد را نشان می دهد و راهنمایی می کند؛ بلکه راه های متعدد برای وی باز می گشاید تا در مرتبه ای راه مناسبی را در پیش گیرد که آسان ترین و سالم ترین راه رسیدن است؛ ثانیا خدا با همراهی با این بنده او را یاری می رساند و به عنوان معیت قیومیت او را استوار و سرپا نگه می دارد و استقامت می بخشد تا به هدف و مقصود برسد. بنابراین، خدا به هر سالک الی الله این امیدواری را می بخشد که راهنما و همراه اوست و این همراهی به گونه ای است که سالک خسته نشود و نترسد و هرگاه لازم بود نیرو و توانی به حکم معیت قیومی می بخشد تا استوار تا مقصود برود و همه کمالات را اظهار نماید و مظهر اسم اعظم الهی شود.

امیدبخشی به سالکان راه خدا

لحظه های نا آرام ...

۲۸ بازديد

 

قرار تپش بی قرار نگاه و گیسوان اندیشه ی رها در دست نسیم افکار، دلتنگی تا آنسوی جاده های محو در مهی مبهم نبود ...

غزلهایی که بی ردیف نگاه های سرگردان  به شوق قافیه های نگاه باران، آسمان دل را به ترنم اوای پرستوهای مهاجر نقشی از

 مهر بر خاطر آشنای غریب می زد؛ دل به موج های سرگردان سپرده و در خروش مجنون لحظه ها ، آرام در دل ثانیه های بی

قرار ،جای به دنج خاموشی گرفته اند ...

مگر وزن بودن به کدامین وزنه محک سنجش زده میشود؟! که ثانیه های خسته را در دل دریای دلتنگی به دست نسیم میسپارد تا

نگاه تلخ انتظار را بدرقه ی خود سازد؟!

چند روزی که ثانیه های سال را در خود غرق کرده؛ نبض نسیم را در دست گرفته ، گل واژه های دلتنگی بر دفتر دل، نقش به

لحظه ها می زند در تکرار ثانیه های خود، دل را در مرور خاطرات ...

قرارش با دنیای کوچکی که گوش بود بر آواهای خاموش و زبان بود بر فریادهای بریده به دیدن صبری در دل بیابان سرنوشت

دلتنگی به وسعت لحظه های نا آرام نبود...

فریاد سرکش صحرا در دل طوفان آرام می گیرد ، اشعه ی خورشید در دل بی قرار شمعی عاشق گرمای مهر می یابد ..

ماه در اندیشه ی برکه ی صبر، شبنم نگاه ستارگان را در تلاطم دست کودکی رهگذر بر دل سکوت شب می پاشد ...

گلدسته هایی که قرار خود را در صوت دلنشین سحرگاهی نجوایی غریب به ودیعتی از آرامش در دل چشم انتظاران آسمان آبی

 می نهند  ...آسمانی که نگاه خیس خود را در دل زمین تبدار جای میدهد  تا خاطر کویر سوخته را دمی کوتاه خنکای مهر بخشد

...و تک درختی روییده بر بلندای احساس که کبوتر سرگردان در دل باران یأس را در آغوش آرام خود جای می دهد تا خاطر

درد از بالهای زخمیش شسته شود...

و تنها قرار دلتنگیست که وسعتی  در دریای مواج گرفته  و غروب را بدرقه ی نگاه طوفان شب دارد ....

 

لحظه های نا آرام ...